سلامی به گرمی وصال عاشقان در این روز ها با معشوق خود در مسجدالحرام
انشاءالله نصیب ما هم بشود.
با هم به پیشواز عیدهای در راه ( قربان و غدیر ) می رویم.
با عرض پوزش فراوان بعلت آغاز فصل امتحانات پایان ترم از بروز کردن وبلاگ تا پایان بهمن ماه معذورم.
باز هم آرزوی قبولی طاعات و عبادات برای زائرین کعبه مقصود و وفق و موفقیت برای همه دانشجویان
کشور عزیزمان ایران از درگاه ایزد منان دارم.
یا علی مدد . التماس دعا
دعای مجربی برای گذر سهل از امتحانات دعای ناد علی (ع) می باشد. فراموش نشود.
امام محمد بن على جواد مشهور به تقى عليه السّلام پس در رابطه با آن حضرت ، كمال الدين محمد بن طلحه شافعى در كتاب مطالب السؤ ول مى گويد: ((آن حضرت ابوجعفر ثانى است ؛ زيرا در آباى آن حضرت ابو جعفر محمد بن على باقر عليه السّلام نيز بوده است و چون اسم و كنيه هر دو بزرگوار يكى است به خاطر اينكه تميز داده شوند، امام جواد را ابو جعفر ثانى مى گفتند)).
بعد مى گويد: ((آن حضرت اگر چه در سنين كودكى به امامت رسيد اما قدر و منزلتش بزرگ و نامش بلندآوازه بود، آن حضرت به نص پدر بزرگوارش امام رضا عليه السّلام بعد از پدرش حايز مقام امامت شد)).
حافظ قندوزى حنفى نيز مى گويد: ((از امامان اهل البيت ابوجعفر محمد جواد فرزند على بن موسى الرضا عليهماالسّلام است كه ملقب به تقى مى باشد)).
همچنين ابن صباغ مالكى در الفصول المهمة از كمال الدين محمد بن طلحه شافعى و حافظ سليمان قندوزى حنفى در ينابيع المودة نقل مى كنند كه وقتى ماءمون از حضرت محمد بن على الجواد با آن سن كمى كه داشت تعظيم وتكريم نمود و خواست دخترش ام الفضل را به آن حضرت تزويج كند، عباسيها، بناى مخالفت را گذاشته و به ماءمون گفتند: مى ترسيم خلافت از بنى عباس به بنى على منتقل شود، پس از او صرف نظر نموده وبا يكى از اقوام خودت وصلت كن ، ماءمون گفت : آنچه بين شما و بين آل ابى طالب واقع شده است ، شما خود سبب آن بوده ايد و اگر با چشم انصاف نگاه كنيد متوجه مى شويد كه آنان از شما اولى واحق به خلافت هستند و اگر من محمد بن على جواد عليه السّلام را تكريم مى كنم بخاطر كثرت علم آن حضرت و برترى او بر كافه اهل فضل و دانش است ، گفتند: او هنوز بچه است ، علمش كجا بود، اجازه بده ما او را بيازماييم ، اگر برنده شد آن وقت اختيار با اميرالمؤ منين است ، ماءمون اجازه داد و آنها با ((يحيى بن اكثم )) قاضى القضات صحبت كردند و او را وعده ها دادند، يحيى بن اكثم حاضر شد كه از آن حضرت سؤ الاتى كند و او را مغلوب گرداند.
روز مناظره فرا رسيد و ماءمون بر جاى خودش نشست و ديگر اعيان و اشراف هم هر كدام سرجاى خود قرار گرفتند.
آنگاه يحيى بن اكثم از مسايل عديده اى كه قبلاً در ذهن خود آماده كرده بود از آن حضرت پرسيد، آن بزرگوار بدون معطلى همه سؤ الات او را به بهترين وجه پاسخ داد، تا ديگر سؤ الى براى او باقى نمانده و ساكت شد. مردم از فصاحت و جوابهاى نيكو و منطق حسن آن حضرت تعجب كردند.
آنگاه ماءمون گفت : اى بزرگوار! اگر مى خواهى از يحيى بن اكثم سؤ ال كن ، فرمود: ((اگر او بخواهد)).
يحيى گفت : ((سؤ ال كنيد، اگر جوابى داشتم مى گويم و الاّ از شما استفاده مى كنم و از خدا مى خواهم كه مرا به راه صواب راهنمايى كند)).
حضرت فرمود: ((چه مى گويى در رابطه با مردى كه در اول روز به زنى از روى شهوت نگاه كرد و نظر او به آن زن حرام بود و وقتى مقدارى از روز گذشت ، آن زن براى او حلال شد، موقع زوال دوباره آن زن بر او حرام گرديد، عصر دوباره برايش حلال شد، مغرب برايش حرام گرديد و چون وقت عشا داخل شد دوباره حلال شد، نصف شب برايش حرام شده و موقع طلوع فجر دوباره حلال گرديد، پس به من بگو براى چه اين زن در اين اوقات براى اين مرد حلال شد و حرام گرديد؟)).
يحيى بن اكثم گفت : ((نمى دانم اگر صلاح مى دانيد، براى استفاده ما، جواب را خودتان بفرماييد)).
حضرت فرمود: ((اين زن ، كنيز مردى از مردمان بود و شخصى كه اول روز به اين زن از روى شهوت نگاه كرد نظرش ، نظر حرام بود، اما وقتى مقدارى از روز گذشت ، آن مرد، كنيز را از صاحبش خريدارى نموده و مالك او شده برايش حلال گرديد، در موقع زوال كنيز را آزاد نمود، برايش حرام گرديد و چون عصر داخل شد، او را براى خودش تزويج نمود و حلال شد، مغرب كه فرا رسيد، با آن زن ظهار نموده و او برايش حرام گرديد و چون وقت عشا فرا رسيد، كفاره ظهار را پرداخته و برايش حلال شد و چون نصف شب فرا رسيد، او را به يك طلاق ، طلاق داد و بر او حرام شد و موقع طلوع فجر دوباره به آن زن رجوع نموده برايش حلال گرديد)).
پس ماءمون رو به بستگان و اهل بيت خود نمود و گفت : آيا بين شما كسى پيدا مى شود كه اين گونه جواب مسائل را بيان كند؟.
گفتند: (...ذلك فضل اللّه يوتيه من يشاء...) اين لطفى از الطاف خداوند است كه به هر كه بخواهد عطا خواهد كرد . كنايه از اينكه ما قدرت جواب دادن يك مسأ له را نداريم چه رسد به اين همه سوالى كه مطرح شد و آن حضرت جواب فرمود.
حافظ سليمان قندوزى حنفى از كتاب صواعق نقل مى كند كه امام جواد عليه السّلام بزرگترين و كاملترين فرزندان امام رضا عليه السّلام است ازنظر جلالت و آگاهى
به نقل از : http://www.rayehe2004.persianblog.com
التماس به خدا شجاعت است
اگر بر آورده شود رحمت است
اگر بر آورده نشود حکمت است
التماس به خلق خدا ذلت است
اگر بر آورده شود منت است
اگر بر آورده نشودخفت است
![]()
![]()
یا علی مدد![]()
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد
در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد
چشمم به ضریح شه والا گهر افتاد
این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
حوران بهشتی زده اند در حرمش صف
خیل ملک از نور طبق ها همه بر کف
شاهان به ادب در حرمش گشته مشرف
این جاست که تاج از سر تاجور افتاد
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
التماس دعا
لعن الله علی العمر ثم ابابکر و عمر ثم عثمان و عمر ثم عمر ثم عمر
سلام و درود خدمت آقامون امام رضا (ع)
بدینوسیله روز ۲۳ ذیقعده روز زیارتــــــــی
مخصوصه آقا امام رضا (ع) را خدمت همه
مسلمین و عاشقان آن حضرت اعلام می
دارم.
التماس دعای مخصوص دارم.
۲۳ ذیقعده = فردا ۲شنبه ۵/۱۰/۸۴

التماس دعای مخصوص
التماس دعای مخصوص
التماس دعای مخصوص
من این احادیث رو از کتاب ۸۸ کلام از هشتمین امام حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می نویسم.
این کتاب احادیث امام (ع) را به هشت زبان ترجمه کرده و به همت آقای حسین حائری کرمانی تالیف شده است. خدایش قبول فرماید.
البته لینک زیر هم می تواند شما را یاری کند. انشاءالله
88 کلام از حضرت علی بن موسی الرضا ع
یا علی مدد - التماس دعا
امام رضا علیه السلام می فرمایند :
آن کس که زمانه را سرزنش کند سرزنشش به طول انجامد.




